جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La evidencia
01
مدرک, اثبات، شواهد، مدارک
prueba o motivo que demuestra que algo es verdad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
evidencias
مثالها
La policía encontró evidencia en la escena del crimen.
پلیس شواهد را در صحنه جرم پیدا کرد.



























