جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La deuda
01
بدهی
obligación de pagar o devolver algo, especialmente dinero
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
deudas
مثالها
Pagó la deuda en tres cuotas.
او بدهی را در سه قسط پرداخت کرد.
درخت واژگانی
deuda
uda



























