جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El mantenimiento
01
نگهداری, مواظبت
acción de cuidar o conservar algo para que funcione bien
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
Hicieron el mantenimiento de la máquina ayer.
دیروز نگهداری ماشین را انجام دادند.



























