جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tara
01
نقص, عیب
defecto o imperfección en un objeto, producto o persona
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
taras
مثالها
El coche nuevo tiene una pequeña tara en la pintura.
ماشین جدید یک عیب کوچک در رنگ دارد.



























