جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ratificar
01
تصدیق کردن
confirmar o aprobar oficialmente algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
ratifico
سومشخص مفرد
ratifica
وجه وصفی حال
ratificando
گذشته ساده
ratifiqué
اسم مفعول
ratificado
مثالها
El presidente ratificó la decisión del comité.
رئیسجمهور تصمیم کمیته را تصویب کرد.



























