جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La tensión arterial
01
فشارخون
fuerza que ejerce la sangre contra las paredes de las arterias
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
El médico midió mi tensión arterial en la consulta.
پزشک فشار خون مرا در ویزیت اندازهگیری کرد.



























