جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pillar
01
گرفتن (بیماری)
contagiarse o infectarse con una enfermedad
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
pillo
سومشخص مفرد
pilla
وجه وصفی حال
pillando
گذشته ساده
pillé
اسم مفعول
pillado
مثالها
Creo que he pillado un resfriado.
فکر میکنم سرما خوردهام.



























