جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mojar
01
نمدار کردن, مرطوب کردن، خیس کردن
poner agua o líquido sobre algo para que no esté seco
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
mojo
سومشخص مفرد
moja
وجه وصفی حال
mojando
گذشته ساده
mojé
اسم مفعول
mojado
مثالها
¿ Puedes mojar un poco el paño para limpiar?
میتوانی پارچه را کمی خیس کنی تا تمیز کنی؟



























