جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El cutis
01
پوست
piel del rostro o cara
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cutis
مثالها
Mi abuela siempre tenía un cutis radiante.
مادربزرگ من همیشه پوست درخشانی داشت.



























