جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El desahucio
01
تخلیه, اخراج
expulsión legal de alguien de una vivienda
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
desahucios
مثالها
El desahucio fue ordenado por un juez.
اخراج توسط یک قاضی دستور داده شد.



























