جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
corporal
01
جسمی, جسمانی، بدنی
relacionado con el cuerpo o la forma física
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
corporal
جمع مذکر
corporales
مفرد مؤنث
corporal
جمع مؤنث
corporales
مثالها
Realizan ejercicios para mejorar la salud corporal.
آنها تمرینهایی انجام میدهند تا سلامت بدنی را بهبود بخشند.
درخت واژگانی
corporal
corpor



























