جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
adoptar
01
به فرزندخواندگی قبول کردن
aceptar legalmente a un niño como hijo propio
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
adopto
سومشخص مفرد
adopta
وجه وصفی حال
adoptando
گذشته ساده
adopté
اسم مفعول
adoptado
مثالها
Ella adoptó a una niña de otro país.
او یک دختر از کشور دیگری را به فرزندی پذیرفت.



























