جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El seguidor
01
هوادار, طرفدار
persona que apoya o admira a un equipo, persona o causa
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
seguidores
مثالها
Es un seguidor fiel del equipo local.
او یک دنبالکننده وفادار تیم محلی است.
02
دنبالکننده
persona que sigue la cuenta o publicaciones de otra persona en redes sociales
مثالها
Tengo mil seguidores en Instagram.
من هزار دنبالکننده در اینستاگرام دارم.



























