جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
colar
01
آبکش کردن, از صافی رد کردن
pasar un líquido por un filtro para separar sólidos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
colo
سومشخص مفرد
cola
وجه وصفی حال
colando
گذشته ساده
colé
اسم مفعول
colado
مثالها
¿ Puedes colar el agua del arroz?
آیا میتوانید آب را از برنج صاف کنید ؟



























