جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
funcionar
01
کار کردن
trabajar o estar en operación correctamente
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
funciono
سومشخص مفرد
funciona
وجه وصفی حال
funcionando
گذشته ساده
funcioné
اسم مفعول
funcionado
مثالها
El aire acondicionado funciona todo el día.
کولر گازی تمام روز کار میکند.



























