جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La excursión
01
سفر کوتاه, گشتوگذار، گردش
viaje corto que se hace por diversión o aprendizaje
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
excursiones
مثالها
La escuela organizó una excursión al museo.
مدرسه یک بازدید از موزه ترتیب داد.



























