جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El excremento
01
مدفوع, فضله
residuo sólido expulsado por el cuerpo tras la digestión
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
excrementos
مثالها
El animal dejó excremento en el jardín.
حیوان مدفوع را در باغ رها کرد.



























