جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El borrador
[gender: masculine]
01
پاککن, تختهپاککن
objeto para borrar marcas de lápiz o tinta
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
borradores
مثالها
El borrador está en la caja de útiles escolares.
پاککن در جعبه لوازم مدرسه است.
02
پیشنویس, چرکنویس، طرح
versión preliminar de un texto o documento
مثالها
Escribí un borrador del correo y luego lo corregí.
من یک پیشنویس از ایمیل نوشتم و سپس آن را تصحیح کردم.



























