جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
general
01
کلی, جامع
que se aplica a muchas cosas o a la mayoría de los casos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
general
جمع مذکر
generales
مفرد مؤنث
general
جمع مؤنث
generales
مثالها
En términos generales, el proyecto fue un éxito.
به طور کلی, پروژه موفق بود.
El general
01
ژنرال, ارتشبد
oficial de alto rango en el ejército
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
generales
مثالها
Los generales se reunieron para planear la estrategia militar.
ژنرالها برای برنامهریزی استراتژی نظامی گرد هم آمدند.
درخت واژگانی
general
gener



























