جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El patrón
01
طرح, نقش، الگو
un diseño que se repite de forma regular en una superficie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
patrones
مثالها
El artista creó un patrón geométrico complejo para el mosaico.
هنرمند یک الگوی هندسی پیچیده برای موزاییک ایجاد کرد.



























