جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
contener
01
حاوی بودن, در برداشتن، شامل بودن
tener dentro o incluir algo en su interior
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
بیقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
contengo
سومشخص مفرد
contiene
وجه وصفی حال
conteniendo
گذشته ساده
contuve
اسم مفعول
contenido
مثالها
Este documento contiene información importante.
این سند اطلاعات مهمی را در بر میگیرد.
02
کنترل کردن, مهار کردن
controlar o moderar sentimientos, emociones o acciones
مثالها
No pudo contener su enojo.
او نتوانست خشم خود را کنترل کند.



























