جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El uso
01
استفاده, استعمال
acción de emplear algo para un fin determinado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
El uso del cinturón de seguridad es obligatorio.
استفاده از کمربند ایمنی اجباری است.
02
کاربرد
función o aplicación práctica de algo
مثالها
El edificio tiene uso educativo.
ساختمان کاربرد آموزشی دارد.



























