جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hecho
01
درستشده, ساختهشده
algo que ya está preparado o completado
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
el más hecho
شکل تفضیلی
más hecho
درجهپذیر
مفرد مذکر
hecho
جمع مذکر
hechos
مفرد مؤنث
hecha
جمع مؤنث
hechas
مثالها
El trabajo está hecho.
کار انجام شده است.
02
پخته
cocinado completamente y listo para comer
مثالها
El arroz ya está hecho, puedes apagar el fuego.
برنج از قبل پخته شده است، میتوانید آتش را خاموش کنید.
El hecho
[gender: masculine]
01
حقیقت
algo que es cierto o real; un acontecimiento
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
hechos
مثالها
Nadie puede negar este hecho.
هیچکس نمیتواند این واقعیت را انکار کند.



























