جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La bebida
01
نوشیدنی
cualquier líquido que se puede beber, como agua, jugo, refresco o alcohol
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
bebidas
مثالها
¿ Quieres una bebida después de la cena?
Bebida به معنای "هر مایعی که میتوان نوشید، مانند آب، آبمیوه، نوشابه یا الکل" است. آیا بعد از شام یک نوشیدنی میخواهی؟
02
مشروب نوشیدن, مصرف الکل
el acto o hábito de consumir líquidos, generalmente alcohol
مثالها
Él controla bien la bebida y no se emborracha.
او نوشیدن را به خوبی کنترل میکند و مست نمیشود.
03
مصرف زیاد الکل
el consumo excesivo y habitual de alcohol
مثالها
Muchos problemas familiares son causados por la bebida.
بسیاری از مشکلات خانوادگی توسط نوشیدنی ایجاد میشوند.



























