جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
oír
[past form: oí][present form: oigo]
01
شنیدن
percibir sonidos con los oídos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
oigo
سومشخص مفرد
oye
وجه وصفی حال
oyendo
گذشته ساده
oí
اسم مفعول
oído
مثالها
¿ Oíste la noticia en la radio?
آیا اخبار را در رادیو شنیدی ؟



























