جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
proporcionar
01
فراهم کردن, تدارک دیدن، ارائه دادن
dar o poner algo a disposición de alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
proporciono
سومشخص مفرد
proporciona
وجه وصفی حال
proporcionando
گذشته ساده
proporcioné
اسم مفعول
proporcionado
مثالها
Este programa proporciona información importante.
این برنامه اطلاعات مهمی ارائه میدهد.



























