جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
prolongar
01
ادامه داشتن, ادامه یافتن
extenderse en el tiempo más de lo esperado o previsto
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
prolongo
سومشخص مفرد
prolonga
وجه وصفی حال
prolongando
گذشته ساده
me prolongué
اسم مفعول
prolongado
مثالها
La enfermedad se prolongó durante meses.
بیماری برای ماهها طول کشید.



























