جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La hinchazón
01
ورم
aumento anormal del volumen de una parte del cuerpo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
hinchazones
مثالها
La hinchazón le causaba dolor.
تورم به او درد میآورد.



























