جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
faltar
01
کم داشتن, نداشتن، کمبود داشتن
no haber suficiente de algo o que algo no esté presente
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
اولشخص مفرد
falto
سومشخص مفرد
falta
وجه وصفی حال
faltando
گذشته ساده
falté
اسم مفعول
faltado
مثالها
Me falta tiempo para terminar el proyecto.
من برای تمام کردن پروژه کمبود وقت دارم.



























