جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
identificar
[past form: identifiqué][present form: identifico]
01
تشخیص دادن, شناسایی کردن
reconocer o distinguir algo o a alguien
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
identifico
سومشخص مفرد
identifica
وجه وصفی حال
identificando
گذشته ساده
identifiqué
اسم مفعول
identificado
مثالها
La policía logró identificar al sospechoso gracias a las cámaras.
پلیس با کمک دوربینها موفق شد مظنون را شناسایی کند.
02
خود را معرفی کردن
decir quién eres o presentarte
مثالها
Los visitantes deben identificarse en la recepción.
بازدیدکنندگان باید در پذیرش شناسایی کنند.



























