جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El informe
01
گزارش, مقاله
documento que presenta información sobre un tema, actividad o situación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
informes
مثالها
Debemos entregar el informe antes del viernes.
ما باید گزارش را قبل از جمعه تحویل دهیم.



























