جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vivir
[past form: viví][present form: vivo]
01
زندگی کردن
residir o habitar en un lugar
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
اولشخص مفرد
vivo
سومشخص مفرد
vive
وجه وصفی حال
viviendo
گذشته ساده
viví
اسم مفعول
vivido
مثالها
¿ Dónde vives tú?
زندگی کردن به معنای سکونت یا اقامت در یک مکان است.
02
زنده بودن
tener vida o mantenerse con vida
مثالها
Vivimos porque respiramos y comemos.
زندگی کردن چون نفس میکشیم و میخوریم.



























