جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dedicar
01
با کاری امرار معاش کردن, به کاری مشغول بودن
emplear el tiempo y esfuerzo en una actividad o profesión para ganarse la vida
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
dedico
سومشخص مفرد
dedica
وجه وصفی حال
dedicando
گذشته ساده
me dediqué
اسم مفعول
dedicado
مثالها
Mi padre se dedica a la agricultura.
پدرم خود را به کشاورزی مشغول میکند.



























