جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La herida
01
زخم, جراحت
daño o corte en la piel que causa dolor y sangrado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
heridas
مثالها
La herida sangraba mucho y tuve que ir al hospital.
زخم بسیار خونریزی میکرد و مجبور شدم به بیمارستان بروم.



























