جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La herida
01
زخم, جراحت
daño o corte en la piel que causa dolor y sangrado
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
heridas
مثالها
Se hizo una herida al caerse de la bicicleta.
او زخمی شد وقتی از دوچرخه افتاد.



























