جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La plata
01
نقره, (عنصر شیمیایی با نماد Ag)
metal precioso de color blanco brillante, usado en joyería, monedas y utensilios
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La pulsera está hecha de plata.
دستبند از نقره ساخته شده است.
02
پول, نقد
dinero en efectivo o recursos económicos
مثالها
No tengo plata para comprar eso.
من پول ندارم که آن را بخرم.



























