جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La platería
01
نقرهکاری
el arte y oficio de trabajar la plata para crear objetos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Mi tío aprendió platería de un artesano famoso.
عمویم نقرهکاری را از یک صنعتگر معروف آموخت.



























