جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cuchara
01
قاشق
utensilio que se usa para comer, servir o mover alimentos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
cucharas
مثالها
Necesito una cuchara para la sopa.
من به یک قاشق برای سوپ نیاز دارم.
02
به اندازه یک قاشق, قاشق
cantidad de algo que cabe en una cuchara
مثالها
Añade una cuchara de azúcar al café.
یک قاشق شکر به قهوه اضافه کنید.



























