جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to invite out
01
به قرار دعوت کردن
to ask someone to accompany one to a specific place or event
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
invite
زمان حال
invite out
سومشخص مفرد
invites out
وجه وصفی حال
inviting out
گذشته ساده
invited out
اسم مفعول
invited out
مثالها
The manager wanted to boost team morale, so he invited the staff out for a team-building day.
مدیر میخواست روحیه تیم را تقویت کند، بنابراین او کارکنان را برای یک روز تیمسازی دعوت کرد.



























