جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to invite out
01
به قرار دعوت کردن
to ask someone to accompany one to a specific place or event
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
invite
زمان حال
invite out
سومشخص مفرد
invites out
وجه وصفی حال
inviting out
گذشته ساده
invited out
اسم مفعول
invited out
مثالها
He decided to invite his crush out for a movie and ice cream.
او تصمیم گرفت معشوقهاش را برای فیلم و بستنی دعوت کند.



























