جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Insouciance
01
بیپروایی, بیاعتنایی، بیقیدی
a way of behaving that is relaxed, as if one has no problems or concerns
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Despite the financial troubles, he maintained a remarkable insouciance.
علیرغم مشکلات مالی، او یک بیخیالی قابل توجه حفظ کرد.
درخت واژگانی
insouciance
insouci



























