جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inquiring
01
کنجکاو, جستوجوگر، کاونده
eager to learn or ask questions
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
شکل عالی
most inquiring
شکل تفضیلی
more inquiring
درجهپذیر
مثالها
His inquiring mind led him to explore various fields of study.
ذهن پرسشگر او را به کاوش در زمینههای مختلف مطالعه هدایت کرد.
Inquiring
01
درخواست اطلاعات, تحقیق
a request for information
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
inquirings
درخت واژگانی
inquiringly
uninquiring
inquiring
inquire



























