جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Informed consent
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
غیرقابل شمارش
شکل جمع
informed consents
مثالها
Before undergoing surgery, the patient signed a form indicating their informed consent after the surgeon explained the risks and benefits.
قبل از انجام عمل جراحی، بیمار فرمی را امضا کرد که نشان دهنده رضایت آگاهانه او پس از توضیح جراح در مورد خطرات و مزایا بود.



























