جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inflammable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most inflammable
شکل تفضیلی
more inflammable
درجهپذیر
مثالها
The inflammable wood was a hazard and had to be removed from the construction site.
چوب قابل اشتعال یک خطر بود و باید از محل ساخت و ساز حذف میشد.
درخت واژگانی
inflammable
flammable
flame



























