جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Inertia
01
تمایل به ماندن در جای خود, بیکنشی
a tendency toward inactivity and stability
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
Overcoming personal inertia, she finally took the initiative to pursue her goals.
با غلبه بر اینرسی شخصی، او در نهایت ابتکار عمل را برای دنبال کردن اهدافش به دست گرفت.
مثالها
When a car suddenly stops, the passengers inside experience a forward motion due to their inertia, a phenomenon known as " inertia in action. "
وقتی یک ماشین ناگهان متوقف میشود، مسافران داخل آن به دلیل اینرسی خود حرکت به جلو را تجربه میکنند، پدیدهای که به عنوان "اینرسی در عمل" شناخته میشود.



























