جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
indigent
رسمی
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most indigent
شکل تفضیلی
more indigent
درجهپذیر
مثالها
The indigent population relied on government assistance for survival.
جمعیت نیازمند برای بقا به کمک دولت متکی بود.



























