جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
inceptive
01
آغازین, ابتدایی
marking the beginning or start of something
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
time, process, development
مثالها
The company's inceptive product laid the foundation for a range of innovative gadgets.
محصول اولیه شرکت، پایهای برای مجموعهای از گجتهای نوآورانه شد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
inceptive
incept



























