جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
imprecise
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most imprecise
شکل تفضیلی
more imprecise
درجهپذیر
مثالها
She gave an imprecise answer that left everyone unsure.
او پاسخی نادقیق داد که همه را نامطمئن گذاشت.
درخت واژگانی
imprecise
precise



























