جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Immunotherapy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
immunotherapies
مثالها
The doctor suggested immunotherapy as part of the cancer treatment plan.
پزشک ایمونوتراپی را به عنوان بخشی از برنامه درمان سرطان پیشنهاد کرد.



























