جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
immeasurably
مثالها
Her kindness and compassion affected others immeasurably.
مهربانی و دلسوزی او دیگران را بیاندازه تحت تأثیر قرار داد.
درخت واژگانی
immeasurably
measurably
measurable
measure
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
درخت واژگانی