جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ill-defined
01
نامشخص, نامعلوم، مبهم
described in a vague or unclear way
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most ill-defined
شکل تفضیلی
more ill-defined
درجهپذیر
مثالها
The project goals were ill-defined, making it difficult for the team to focus their efforts.
اهداف پروژه به خوبی تعریف نشده بودند، که تمرکز تلاشهای تیم را دشوار میکرد.



























